خدا کجاست؟

گاهی توی این دنیای پله برقی و آسانسور که فوری به طبقات بالا می رسیم شده فکر کنید کاش یه آسانسور هم برای رسیدن به خدا بود خدایی که ما در حقش بندگی نکردیم. اصلا بندگی نخواست بیچاره ، با مرام خودمون هم رفتار نکردیم.گاهی بوی تعفنمون همه جا رو میگیره.من میگم اگه ما خدا رو عین دوست پسرمون ،دوست دخترمون یا همسرمون دوست داشته باشه دنیا گلستان میشه (دوستی های واقعی) اما نداریم نگین نه تو چقدر سختگیرانه حرف میزنی...نه داداش نداریم زور نگو ..چطور وقتی دوست پسرمون میگه این رژ بهت میاد از دفعه بعد پر رنگ ترش می کنیم و همیشه می زنیم اما خدا میگه حجاب بهت میاد میگیم اااه من دوست ندارم اینجوری بهم میاد...نگین این دختر جزو طرح عفاف و حجاب ها نه بابا.اما فقط یه حرف بچه مثبتانه است.وقتی میگیم خدا رو دوست داریم ببینم به اندازه کی دوسش داریم اگه هیچکس هیچکس پس رژمون رو به خاطر اون پاک کنیم.

نتیجه اخلاقی:وقتی سوار آسانسور میشید به این فکر کنید که یکی یکی از داخل آسانسور خارج شویم نه همه با هم.

/ 20 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

بعید می دونم اولین بارت باشه میای نت! , فقیمه جان ! [متفکر]

وحید

زمدگی شاد است... غمگینش نکن... رنگ روشن بشتر بهت میاد [چشمک] چادر مشکی رو خدا هم قبول نداره... میگی نه ازش بپرس [گل]

پسری متولد کوهستان

سلام فهیمه جان!!!!!!!!1 خوشحالم که سوار بر آسانسور شاد و خرم و مثبت تر از همیشه برگشتی یاد روزهای اونموقع ها بخیر................ قربانت حامد

پسری متولد کوهستان

خدا همه جاست. همیشه همه وقت. ما کوریم ما نمی فهمیم ما ... به همین سادگی به همین خوشمزگی

سلام دوست عزیز اول باید بگم که من پسرم و رژ نمیزنم دوم اینکه کی گفته خدا اون بالا هاست که دست ما بهش نمیرسه خدا همین جاست هر طرف که بری خداست به هر چی دست بکشی خداست درون خودت رو نگاه کن اونجا هم خداست خدا همه جا هست و ما ازش غافلیم سوما ما هنوز خودمون رو دوست نداریم چطور میتونیم خدا رو دوست داشته باشیم برای درک خدا اول باید خودشناس خوبی باشیم به هر جا سفر کردم تو را دیدم بر هرچه دست کشیدم تو را احساس کردم بر هر سو نگریستم تو بودی از هر اوایی تو را شنیدم در خود فرو رفتم انجا هم تو بودی من ز تو بودم و تو همه چیز ای دوست وصف رویت در دفتری نگنجد با هر که ان بگویی در خاطرش نگنجد از لطف و از کرامت با کس چگونه گویم چون این همه کرامت در ذهن کس نگنجد ما عاشقیم و عشقت پنهان زدیگران است چون عشق این چنینی در باوری نگنجد ای دوست روی ماهت روشنگر است شب را اری مثال نورت در اسمان نگنجد تو خود همه صدایی اوایی و نوایی یک این چنین صدایی در گوش کس نگنجد ای دوست طاقتم نیست وصلت رسان که مردم چون روح چاک چاکم در این بدن نگنجد در بتکده تو هستی

صدای بی صدا

سلام متن قبلی از من بود یادم رفت ادرس بنویسم[گل] این هم ادامه مطلب در بتکده تو هستی در میکده به مسجد زیرا بزرگی تو در کعبه ات نگنجد ای بی صدا مگو باز این راز خود به عالم زیرا که فهم این راز در درک کس نگنجد

بعدا می گم

چه دوستی هستی که منو لینک نمی کنی؟ چه بچه مثبتی هستی که کم سر می زنی؟

متولد ماه مهر

منم یه پست آسانسوری داشتم و نکته اش این بود که وقتی سوارش میشید میتونید کفشاتونو با اون چبزای کنارش تمیز کنید[نیشخند]

وروجک

فوق العاده نوشته بودی خدایی بد جور باهت حال کردم با حرفت کاملا موافقم فهمیه جوووون بیا باهم دوست باشیم [قلب]

محمد

عالی بود