گاهي اوقات ..نه گاهي اوقات نه هميشه زن بودن به اندازه مرد بودن سخته..خيلي سخته...


يه زن مثل يه مدير مدرسه است که بايد همه چي رو مديريت کنه از وضع اقتصادي خونه بگير
تا بچه دار شدن ،تربيت بچه هاش،دلگرم کردن شوهرش،داغ تر کردن کوره محبت زندگي اش تا همه چي که فکرشو بکني......


گاهي اوقات از زن بودنم ميترسم يا نه بهتر بگم از اينکه يه زنه خوب نباشم ميترسم...
چون از بچگي آرزو داشتم مثل زني باشم که هميشه به زن بودنش افتخار ميکرد يکي مثل فاطمه


ميدونم نميتونم مثل اون باشم اما شبيهش که ميشه...


ولي بي انصافي نباشه يه زن خوب هميشه ميتونه کنار يه مرد خوب کامل بشه

من هميشه سر نماز دعا ميکنم:

خدايا به همه دختر هاي پاکدامن پسران پاکدامن عطا کن و بر عکس.
(خدا رو شکر دعام در حق خودم مستجاب شد)شما هم دعا کنيد


پروردگار مهربان من
نيرويي عطا فرما که زني باشم همانند فاطمه
اراده اي عطا فرما که فرزنداني تربيت کنم همانند فرزندان فاطمه
به تمام زنان پاکدامن همسراني عطا فرما همانند همسر فاطمه
خدايا کمکم کن خانه اي بسازم پايه هايش از عقل و شعور ،سقفش از عشق ،حريمش آزادي،
ديوارهايش صداقت و درش عفاف و پاکدامني
همه بگین آمين