بعد از گرفتن مدرک همه ما مثل گرسنه های آفریقایی به سوی بازار کار حمله می بریم اما این بازار کار خیلی شلوغ و ما واقعا نمی تونیم از بین اون همه تنوع کار و شغل (خصوصا مطابق با رشته درسی مون) یکی رو انتخاب کنیم و حتی تاریخ نشون داده دچار سختگیری در انتخاب هم شدیم.اون موقع یکی مثل من میشینه تو خونه و فقط النگوهاشو میشماره و یا کلاس زبان می ره و میبینه که هیچ کدام از اینها پاسخگوی نیاز های روحی و روانی اش نیستن به سراغ آموزش خیاطی میره و با خودش میگه من که این همه پول خرج کردم چیزی نشدم و به درد جامعه نخوردم و برای جامعه خود مفید نشدم لااقل برم خیاطی یاد بگیرم و واسه شوهرم پیژامه بدوزم شاید اینجوری به درد جامعه خوردم.

 

نکته معنادار: امید جامعه به ما جوانان است پس انها را چشم براه نگذاریم و اگر ما جوانان  نفری فقط و فقط یه پیژامه بدوزیم  خدمت شایانی به این ملت و دولت کرده ایم.