راستش من از اون بچه هایی نیستم که همینجوری یه چرتان پرتانی تو وبلاگم بنویسم ..باید از دلم بیاد.. و جزو بسیج خواهران و زنان زهرا و طرح عفاف و حجاب هم نیستم .اینو گفتم تا بدونید حرفی که می زنم واسه اصلاح و چی و چی نیست من معتقدم هر کسی رو، تو قبر خودش میذارن اما هر کدوم از ما هم باید تلنگری داشته باشیم که دیگری رو بیدار کنه شاید با تلنگر ما بیدار شد اما با زبان مهربانی نه خشونت و زور....این تا اینجا.. و اما بعد

استاد تاریخ دانشگامون یه بار حرف خوبی زد بهمون گفت شما آزادین توی این کشور و توی دنیا هر کاری که دوست دارین انجام بدین هر کاری.... همه کلاس چشماش گرد شد...گفتیم چطوری ...اون عینک بزرگشو که عین دو تا ماهیتابه رو صورتش بود جا به جا کرد و با اون لهجه شیرین تر کی اش گفت : فقط دو تا شرط داره ! چی: اینکه اولا مطابق با قانون باشه و دوما مطابق با شرع و دین هر کس..دیدم راست میگه .

نتیجه اخلاقی: هیچوقت عینک کسی و لهجشو مسخره نکنید چه بسا اون پیش خدا از شما عزیز تر باشه.