احساس مادر شدن یه حس جدیدی است که وقتی واسه اولین بار تجربه می کنی واست یکم غریبه...نه مثل ازدواج کردن ...نه مثل لباس عروس پوشیدن..اشتباه نکنید مثل خریدن کفش با کلاس و مارکدار که بخوای جلوی همه پز بدی هم نیست...اینکه بهشت زیر پای مادران است و مادر بیشتر از همه آدمو دوست داره  و رفیق بی کلک مادر ...همه اینا درسته ...اما این ماجرای مادر شدن شبیه درد عشقی کشیده ام که مپرسه..چرا؟ چون نه میشه خوب خوابید مثل همیشه..نه میشه رفت گردش..نه میشه خوب خورد..گلاب به روتون روم به دیوار وااااااای این دستشویی رفتن هم یه سریال 90 قسمتی واسه خودش.اگه حساب کنیم هر خانوم بارداری 9 ماه بارداری داره بهتون قول میدم 6 ماهشو تو دستشویی گذرونده و از 3 ماه باقیمانده حدود 2 ماه هم فقط خورده میمونه 1 ماه عمر مفید که اونم به درد شکم و حالت تهوع میگذره.حالا از بی خوابی های شبانه فاکتور میگیرم ..می خوای بخوابی یهو دستشویی ات میگیره..دوباره تازه میخواد خوابت بگیره گرسنه میشی..میری چیزی میخوری برمیگردی دوباره میخوای بخوابی تشنه ات میشه ...این آب خوردن عوارض هم داره دیگه ...خلاصه ماجرا رو بگیر تا صبح

نکته اخلاقی: کاش بچه عین ماشین بود تحویل یه هفته ای داشت.