همسر من یه مردی است مثل بقیه که اصولا همه سر و ته یه کرباسن...تو زندگی اون شکم ..غذا..و خنده من نقش عظیمی در زندگی اش دارن..یک عدد مثال:خونه مثل بازار شام باشه..ظرف های پارسال عید مونده باشه..اصلا مهم نیست مهم اینه وقتی میاد خونه غذا به طور کامل حاضر باشه اونم خوشمزه و من هم با سر و تیپ خوشگل کرده و خندان باشم ..اون موقع همه مشکلات حل..سالی دو بار عصبانی میشه و اون موقع است که من فقط باید ساکت باشم و بگم حق با اونه..حتی اگه نباشه..(بیچاره من)..اما من هم فوت و فن شوهر داری رو بلدم اما گاهی هم که کاری از دستم بر نمیاد شب زیر لحاف اینقدر گریه می کنم تا خوابم ببره..آخی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 بسیاری خصوصیات دیگر که مجال ذکر اون در این منبع نیست و برای اطلاعات بیشتر به همسایه های بغلی صغرا خانوم و کبری خانوم مراجعه کنید.